دلتنگی
-
تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 16:53
چقدردلمخواستامروزصبح وقتیازخواببیدارشدم وقتیپتوراکنارزدم وقتیهوایِسردِاتاقرویِصورتمنشست دستمرادرازکنموگوشیرابردارم دوبارهپتورارویصورتمبکشم وباچشمانینیمهبازببینمپیامدادهای، ازآنپیامهایدستوری "کهتمامکارهایامروزتراکنسلکن کهدلممیخواهدبعدازخوردنِحلیمبایستیمگوشهیخیابانوچایِداغِقندپهلوبنوشیم... کهوقتیسردمش...
برگشت
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
از یک جایی به بعدمی فهمی که رفتن ها از سادگیِ اولین آمدن ها هم ساده تراند ! رفتن، تعریف ندارد آداب خاص خودش را نداردرفتن ها، خبر نمی دهند!زمان ندارند ... شبیه امدن ها نیستند که بدانی چه ساعتی برای تلفن زدن خوب است و چه بهانه ای برای هم صحبتی بهتر! رفتن ها، شبیه آمدن ها نیستند. که بلیت ِ اضافی سینمای...
بعضی وقتا غریبه بودنو تجربه کنین:)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
.به سرم زد يك شب ناشناس امتحانش كنمبازىِ خطرناكى بود اما به ريسكش ميارزيد+سلام-سلام...شما؟+غريبهخدا خدا ميكردم كه ديگر پيامى نگيرمآخر قرارمان اين بود كه ناشناسى واردِ حريممان نشود-ميشه خودتونو معرفى كنيد؟نوشتمو نوشتساعتها برايم گفتاز تنهايى اشاز گذشته اش كه پاك بود از آدمهاناليد از عشقهاى امروزىگفت ...
دعا کنین :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
یکشنبه ازمون نمونه انسانیمه:)اگه قبول نشم... وای ینی حتی فکرشم نمیتونم بکنم:)) فقط دعا کنین که قبول شم...واقعا واسم مهمه:) این روزا که اصن نمیتونم تمرکز کنم رو درسم...ولی حالا به هر حال!
قبول شدم :")
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
خوب!خـــــــــــــوب! خـــــــــــــــــــوب! تیزهوشان قبول شدم :/ وقتی جوابو نگاه کردم خودم باورم نشد!:/ زنگ زدم گفتم مامان قبول شدم..بعد مامانم با صدای خیلی خونسردی گفت: عه قبول شدی؟چ خبر خوبی!من جاییم کار دارم خدافط! بعد قطع کرد عاشق ابراز احساساتشم*_* بعد از اونور تلفن خونمون یه لحظه ساکت نیس..ک...
باید جنگید :)
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
فهميدم با خودم جنگیدن چيزي را تغيير نمي دهد...اينكه بخواهي خودت را آزار بدهي؛ مسير زندگي ات را عوض نمي كند.. بايد يك چيزهايي را بپذيري، اينكه آدم ها مي آيند كه بروند، اينكه وجودِ هيچكس هميشگي نيست... بايد چشم هايت را باز كني و البته به مشكلات پوزخند بزني.. همه ي آدم ها كم مي آورند؛ مهم اين است كه آن...
*_*
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:34
خوب سلام سلام :]من برگشتم! با کلی خبر خوب!احساس میکنم این روزا به زندگی برگشتم... رفیقم خوب شد...انقدری که الان هر روز میاد پیشمو سر به سرم میذاره همون دوستی که 1 سال بود ازش بی خبر بودم و سال پیش بهم ضربه زد برگشت...خوب شاید حماقت باشه دوستیمون ولی حداقلش الان میدونم اون هس حال خوب منم هست...نمیتون...
آدمــا
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 17:02
آدُمــا هَــمو بَــعضی وَقتا یه جـآیی و یه جــوری ول میکنن که خودشــونم نمیفهمن چـــه ضربه ای زدن به روح و جسم اطرافیانشون دلم میگیره وقتی یاد اون موقعایی میـفــتم که تو همین جا با این آدما خاطره میساختیم میگفتیم ... میخندیدیم... چِقدر زود تموم شد این خوشحالیامون:) چقدر زود فهمیدیم که دیگه نمیتونیم
خیال :)
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 18:52
○●○●○●○●○●○یه سری آدما میگن یه خیالو نمیشه دوست داشت :)ولی پس چرا من عاشق دنیای خیالیمم؟؟منو خیالم با هم زندگی میکنیم...من هر لحظه با خیال لمس دستاش؛دیدن چشاش؛حس قشنگ لبخندش عاشق تر میشم...من عاشق خیالشم ...شاید خودشو نداشته باشم ؛ ولی خیالشو که دارم!مگه نه؟؟برچسبـهـ ـا : دلنوشته ♥ نوشته شده در یکشن...
چه اشتبـــآه بزرگی :)
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 18:52
چه اشتباه بزرگیستتلخ کردن زندگیمانبرای کسی که در دوری ماشیرین ترین لحظات زندگیشرا سپری میکند .. :) ♥ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ ساعت 18:22 توسط ثــنـــــآ:
مدتـــ هآســـت دوســـت داشتــهـ امـ:)
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 18:52
اگر زندگآنے برآےبآور کردنـ و دوستـ دآشتنـ استـ❣منـ مدتـ هآ بآورکرده امـو دوستـ دآشتہ امـمدتـ هآ رآستـ گفتہ امـو دروغـ شنیده امـحآلـ بسـ استـ !#نیمآ_یوشیجـ❤️ ♥ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ ساعت 19:0 توسط ثــنـــــآ:
همیــشه برایــم ســوال اســت:)
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 18:52
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾـــﻢ ﺳـــﻮﺍﻝ ﺍست ؟ اگر ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ؛ ﭼﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍســـت ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷــــﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ … ♥ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۵ ساعت 20:54 توسط ثــنـــــآ:
بَعد چَـــند وُقـــت -.-
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 18:52
این همه عجله ، برایِ همین بود؟! که بزرگتر شَویم ؟! بزرگ شدیم اما ؛ از کودکی به پیری ... انگار که جوانی را تجربه نکرده باشیم ، کاش عجولانه بزرگ نمیشدیم ... ♥ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 16:7 توسط ثــنـــــآ: